تاج الدين احمد وزير

64

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

زمانه از سر غيرت جهانى را بلكاند * اگر يارى برآسايد دمى در صحبت يارى * * * اى كه امروز دسترس دارى * زر و أملاك و قدرت و أنساب فرصت وقت را ز دست مده * پاى مردى خلق كن درياب مدد خلق آن‌چه بتوانى * در ره حق‌شناس اصل الباب * * * ليس فى كلّ ساعة و أوان * تهيّأ صنايع الإحسان فاذا أمكنت فبادر إليها * و لا تخف من تغدّر الإمكان * * * با بط مىگفت ماهى اندر تك و تاب * باشد كه به جوى رفته باز آيد آب بط گفت چون من مشوش گشتم « 1 » تو كباب * دنيا پس مرگ ما چه دريا چه سراب * * *

--> ( 1 ) هكذا در متن نسخه خطى بياض ، ظاهرا : چو من مشوى گشتم ، درست باشد .